محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

666

خلد برين ( فارسى )

گردانند . بعد از تمهيد اين عزيمت از بزم مشورت برخاسته خود را به مجلس بهشت آئين پادشاه رسانيدند و قرارداد راى رزين خود را به مسامع عليهء خاقان عليين آشيان و شاهزادهء عالى شان رسانيده حسب - الفرمان به تهيهء ايلغار صوب غوريان مأمور گرديدند . از امراى عالىشان ، آنان كه اين حركت را مقرون به مصلحت نمىدانستند از بيم طعن ميرزا سلمان و رفقا زبان ممانعت در كام كشيده دلنهاد ايلغار گرديدند . و در همان مجلس ولى خان تكلو را با فوجى از امراى آن طايفه ، چرخچى سپاه جنگجو فرموده خبر توجه لشكر ظفر شعار به رسم ايلغار در همان روز در اردوى معلى شهرت نمود و يكه تازان معسكر ظفر نشان به نعل بستن اسبان و تهيه و تدارك اسباب ايلغار پرداخته به جد و جهد بسيار ، رايت عزيمت به صوب مقصد افراختند . روز ديگر كه رايت بيضا ضياى مهر انور از گوشهء ميدان آسمان نمايان گرديد الويهء اقبال و اعلام جاه و جلال به صوب ايلغار گرم - رفتار شد و لشكر ظفر شعار چون بحر ذخار به موج درآمده مانند سيل بهار به صوب غوريان طريق ايلغار پيش گرفتند و مسافتى را كه تا كنار تير پل قطع آن به مدتى ممتد بر باد وزان گران بود در عرض سه روز قطع نموده زمانى از ايوار « 1 » و شبگير نياسودند و در صبح روز چهارم كه هنوز شب از روز متميز نبود قراولان سپاه فيروزى پناه به كنار تير پل رسيده قراولان لشكر عليقلى خان از ورود ايشان خبردار گرديدند . و چون خبر شور و شر لشكر ظفر اثر به عليقلى خان رسيد بنا بر آن كه از قلعهء تربت تا كنار تير پل مسافتى بيش از پيش بود تصديق آن خبر نمىنمود اما چون صبح صادق پرده از رخ كار شب تار برداشت و غلغلهء عبور لشكر منصور از دور منظور وى شد دلنهاد

--> ( 1 ) - ايوار - هنگام عصر ، نزديك غروب آفتاب ( معين ) .